خیلی آدما تو دنیا هستن
هر کدوم یه رنگی دارن
هر کدوم یه خلقی دارن
یکی دمدمی مزاجه
یکی رو حرفش نمی شه حرف زد
یکی روزارو دوست داره یکی شبارو
یکی دریارو یکی خشکی رو
یکی شاعر و احساساتی
یکی فلزی و خشک و منطقی
یکی سفیده مثل برف یکی سیاهه مثل ذغال
یکی با یه حرف عصبانی میشه
یکی آسمون هم بیاد سرش آخ نمیگه
یکی از تمیزی برق می زنه
یکی همه ش بوی بد میده و کثیفه
یکی حرف عادی ش شوخیه
یکی با یه من عسل هنوزهم تلخه
یکی درازه یکی کوتاهه
یکی تپلی و نقلی و قلمبه س
یکی لاغر و زرد و بی قواره س
یکی مهربونه حتی با دشمناش
یکی سختگیره حتی با دوستاش
یکی ساده س مثل آب
یکی هفت خطه مثل مار
یکی رو باید تو سرش زد تا یه کلمه حرف بزنه
یکی انقدر فک می زنه که سرسام می گیری
یکی قیافه ش آدمو جذب می کنه
یکی ریختش آدمو یاد برزخ می ندازه
یکی تیپش با مد روز عوض میشه
یکی صد ساله که همونه که بوده
یکی با یه سلام به آدم اعتماد می کنه
یکی بعد از چند سال هنوز می ترسه جیبشو بزنی
یکی از دستاش کار می کشه یکی از عقلش
یکی صبحها دلش می خواد دنیا تموم شه
یکی مثل فشنگ از رختخواب می پره بیرون
یکی عینکیه یکی فرفریه
یکی چشم و ابرو مشکیه یکی بور و سفیده
یکی پررو و جسوره یکی کمرو و خجالتی
یکی به پولش می نازه یکی به اصالتش
یکی به اندامش یکی به قیافه ش یکی به باباش
یکی به چشاش
یکی هم به هیچی ش می نازه
هر کی یه جوره هر کی یه رنگه
ولی همه ی اینا یه چیزای مشترک هم دارن
همشون یه موقع هایی هم شبیه هم می شن
به نظر شما اونا چیه؟ چه موقع هاییه؟
"سجاد باقرزاده"
